
به گزارش «راهبرد معاصر»؛ نتیجه نظرسنجی مرکز تحقیقاتی پیو نشان دهنده کاهش بیسابقه اعتماد به ایالات متحده در بُعد جهانی در دوره دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ و در بحبوحه تردیدهای فزاینده درباره تعهد واشنگتن به «دموکراسی و آزادیها» و کاهش اعتماد به نقش آن در نظام بینالملل است.
شهروندان عادی اکنون از ترامپ به شیوههایی انتقاد میکنند که در دوره نخست ریاست جمهوریاش چنین نمیکردند
در بیشتر ربع نخست قرن بیست و یکم، با افت و خیز محبوبیت ایالات متحده در سراسر جهان، این کشور از خط پایه حمایت بینالمللی که در قرن گذشته ایجاد شده بود، عقبنشینی کرد. لحظاتی وجود داشت که تصویر جهانی آمریکا دچار افت قابل توجهی شد، مانند مداخلات نظامی غیرقابل قبول جورج دبلیو بوش، رئیس جمهور اسبق و عقبنشینی چشمگیر از تعاملات بینالمللی در دوره نخست ریاست جمهوری دونالد ترامپ.
اما از زمان بازگشت ترامپ به قدرت در ژانویه ۲۰۱۵، شکافهایی در این بنیانها پدیدار شده است. سیاستهای تجاری و مهاجرتی وی و استفادهاش از نیروی نظامی آمریکا به موجی از مخالفت های بینالمللی منجر شده که مشابه آن در تاریخ معاصر کم است. نظرسنجی جدید مرکز تحقیقات پیو نشان داد نگرشها نسبت به ایالات متحده در بسیاری از ۳۶ کشور مورد بررسی، از زمانی که پیو سال ۲۰۰۲ شروع به رصد آنها کرد، بسیار منفی است.
شهروندان عادی اکنون از ترامپ به شیوههایی انتقاد میکنند که در دوره نخست ریاست جمهوریاش چنین نمیکردند. در آن زمان آنها معتقد بودند ترامپ در حال شکستن تاریخ تعامل و رهبری بینالمللی آمریکاست؛ اما اکنون بسیاری از مردم جهان معتقدند استفاده ترامپ از قدرت سخت آمریکا، ثبات جهانی را به شیوههایی تهدید میکند که در دوره نخست ریاست جمهوریاش آشکار نبود.
علاوه بر این، در دورههای قبلی افول، مردم سایر کشورها کمتر تمایل داشتند ارزشهای اصلی ترویجشده به وسیله ایالات متحده را زیر سؤال ببرند، حتی اگر با سیاستهای خاص به شدت مخالف بودند. در مقابل، جهان امروز به طور فزایندهای نسبت به وضعیت دموکراسی آمریکایی بدبین است. در کمتر از دو سال از دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ، تعداد فزایندهای از غیرآمریکاییها معتقدند دولت ایالات متحده به آزادیهای فردی شهروندانش احترام نمیگذارد.
در نتیجه، بخش عمدهای از جهان اعتماد خود را به توانایی ایالات متحده در ایفای نقش رهبری نظم لیبرال بینالمللی از دست میدهد.
زوال دموکراسی در کشورهای جهان به معضلی تبدیل شده است. طبق ارزیابی سالانه «خانه آزادی»، میانگین آزادی جهانی در بیش از ۲۰۰ کشور و منطقه به مدت ۲۰ سال متوالی کاهش یافته و این روند به ویژه در ایالات متحده شدید بوده است. اوایل سال جاری، مؤسسه تحقیقاتی V-Dem رتبه ایالات متحده را از «دموکراسی لیبرال» به «دموکراسی انتخاباتی» کاهش داد و اعلام کرد، دموکراسی در ایالات متحده به همان میزانی که سال ۱۹۶۵، سالی که قانون حق رأی تصویب شد، بود، پسرفت کرده است.
در ۳۶ کشوری که امسال به وسیله پیو مورد بررسی قرار گرفتند، اقلیتی از پاسخدهندگان گفتند، معتقدند دولت ایالات متحده به آزادیهای شخصی شهروندانش احترام میگذارد، در حالی که اکثریت قاطع گفتند این کار را نمیکند. درصد پاسخدهندگانی که میگویند ایالات متحده به آزادیهای شخصی احترام میگذارد، در ۱۲ از ۱۳ کشوری که پیو این سؤال را سال ۲۰۲۱، همزمان با آغاز دوره ریاست جمهوری جو بایدن، از آنها پرسیده بود، به طور قابل توجهی کاهش یافته است.
این کاهش به ویژه در اروپا شدید بود. برای نمونه، پنج سال پیش ۶۱ درصد سوئدیها میگفتند ایالات متحده به آزادیهای فردی احترام میگذارد؛ امروز این رقم تنها ۲۷ درصد است.
این با نتیجه نظرسنجیهای قبلی کاملاً در تضاد است. در دورههای قبلی که احساسات ضد آمریکایی افزایش یافته بود، مردم بسیاری از کشورهای خارجی هنوز تعهد ایالات متحده به حفاظت از آزادیهای شهروندانش را مثبت ارزیابی میکردند. سال ۲۰۰۸، آخرین سال دوره دوم ریاست جمهوری بوش، ایالات متحده رتبهبندیهای بسیار مثبتی دریافت کرد؛ ۲۰ کشور از ۲۳ کشور مورد بررسی، اکثریت یا درصد زیادی از پاسخدهندگان گفتند این کشور به آزادیهای فردی احترام میگذارد. در مقابل، امروزه، کسانی که این دیدگاه را دارند، در ۱۵ کشوری که مرکز تحقیقات پیو سالها به طور منظم نظرسنجی انجام داده است، ازجمله کشورهایی با روابط نزدیک با واشنگتن مانند استرالیا، ایتالیا، هلند، لهستان و کره جنوبی، به پایینترین میزان خود رسیدهاند.
به نظر میآید کاهش شدید افکار عمومی بینالمللی درباره تعهد آمریکا به دموکراسی منعکسکننده نارضایتی از سیاستهای خاص گذشته ایالات متحده است، کاهشی که تا حد زیادی موقتی بود و به سرعت بهبود یافت. در دوره نخست ریاست جمهوری ترامپ، افکار عمومی خارجی آنچه را که عقبنشینی ایالات متحده از نقش سابق خود به عنوان رهبر نظم جهانی میدانست، به شدت محکوم، از تصمیم ترامپ برای خروج از معاهدات و توافقنامههای تجاری چندجانبه انتقاد و با سیاستهای مانعسازی دولت، چه در قالب سیاستهای محدودکننده مهاجرتی و چه در قالب دیوارکشی در مرز ایالات متحده و مکزیک مخالفت کردند.
در نظرسنجی سال ۲۰۱۷ از ۳۷ کشور، تنها ۱۹ درصد از خروج ترامپ از توافقنامههای اقلیمی حمایت، در حالی که تنها ۱۸ درصد از خروج وی از توافقنامههای تجاری بزرگ حمایت کردند. در مقابل، ۱۶درصد از ساخت دیوار مرزی یا افزایش محدودیتهای ورود به ایالات متحده از چندین کشور با اکثریت مسلمان و تنها ۳۴ درصد از تصمیم ترامپ برای خروج از توافق هستهای ایران حمایت کردند.
به نظر میآید کاهش شدید افکار عمومی بینالمللی درباره تعهد آمریکا به دموکراسی منعکسکننده نارضایتی از سیاستهای خاص گذشته ایالات متحده است
نگرشها نسبت به ترامپ در دوره نخست ریاست جمهوری اش تا حد زیادی منفی باقی ماند و سال ۲۰۲۰ در پاسخ به نحوه مدیریت دولتش در مقابله با بیماری همهگیر کووید-۱۹ حتی بیشتر کاهش یافت. این نگرشها در دوران دولت بایدن تا حدودی بهبود یافت. در حالی که محبوبیت بایدن هرگز به میزان بالای جهانی که باراک اوباما، رئیسجمهور اسبق از آن برخوردار بود، نرسید؛ اما وی نسبت به ترامپ مطلوبتر دیده میشد و حمایت از رویکرد ایالات متحده به امور جهانی و احترام آن به آزادیهای فردی در داخل کشور در دوران ریاست جمهوری اش در بسیاری از کشورها به میزان قبل از ترامپ بازگشت.
از آن زمان، این برداشت به طور قابل توجهی منفیتر شده است. افکار عمومی بینالمللی بار دیگر با سیاستهای خاص در دستور کار ترامپ مخالف است. تنها ۲۸ درصد پاسخدهندگان در نظرسنجی از ۳۶ کشور در سال جاری از سیاست مهاجرتی ترامپ و ۱۸ درصد از سازوکار تعرفهای اش حمایت میکنند. سال گذشته، وقتی از پاسخدهندگان در نظرسنجی ای که در ۲۴ کشور انجام شد، پرسیدند آیا به توانایی ترامپ در مدیریت تغییرات اقلیمی اعتماد دارند یا خیر، تنها ۲۱ درصد پاسخ مثبت دادند.
با توجه به واکنشهای جهانی به سیاستهای ترامپ در دوره نخست ریاست جمهوریاش، نارضایتی از رویکرد وی در قبال مهاجرت، تجارت و موضوعات اقلیمی تعجبآور نیست.
اما همچنین واضح است افکار عمومی بینالمللی، سیاست خارجی ترامپ را در دوره دوم ریاست جمهوریاش متفاوت از دوره نخست میبیند. وی با آمادگی بیشتری از نیروی نظامی استفاده کرده است، عملیاتی را برای دستگیری نیکولاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا در کاراکاس انجام داد و جنگ علیه ایران آغاز کرده است. در نظرسنجی ما، ترامپ برای هر دو اقدام، رتبهبندیهای عمدتاً پایینی کسب کرد. تنها ۲۲ درصد عملیات در ونزوئلا را تأیید کردند، در حالی که نحوه مدیریتش در جنگ ایران کمتر از ۲۰ درصد بود. با طولانی شدن جنگ، نگرش منفی نسبت به ایالات متحده در کشورهای مختلفی ازجمله یونان، هند، ایتالیا، کنیا، کره جنوبی، سریلانکا، سوئد و تایلند افزایش یافت.
ترامپ از نیروی نظامی برای تصرف گرینلند استفاده نکرد، اما اروپاییها به خودداری اش از رد این گزینه پرداختند. در میان 10 کشور اروپایی مورد بررسی، حمایت از تهدیدات ترامپ درباره گرینلند در مجارستان به ۱۸ درصد محدود شد. در سوئد، حمایت حتی کمتر و تنها سه درصد بود.
واکنش شدید علیه سیاست خارجی ترامپ ممکن است شبیه مخالفت جهانی با استفاده از نیروی نظامی به وسیله رؤسای جمهور قبلی ایالات متحده باشد. به عنوان نمونه، جنگ دولت بوش در عراق و «جنگ علیه تروریسم» را در نظر بگیرید. در آن زمان، مانند اکنون، بسیاری در سراسر جهان معتقد بودند ایالات متحده یکجانبه عمل میکند، منافع سایر کشورها را نادیده میگیرد و از نیروی نظامی در مخالفت با مخالفت گسترده بینالمللی استفاده میکند. این موضوع به ویژه میان متحدان کلیدی اروپایی ایالات متحده مشهود بود.
سال ۲۰۰۷، ۱۱ درصد فرانسوی ها معتقد بودند ایالات متحده هنگام تدوین سیاست خارجی خود، منافع کشورهای متحد را در نظر میگیرد. امروز، این رقم به ۱۰ درصد رسیده است. درصد آلمانی ها و بریتانیایی هایی که همین دیدگاه را داشتند نیز به طور قابل توجهی ثابت مانده و از ۲۶ درصد سال ۲۰۰۷ به ۲۳ درصد در آلمان و از ۲۳ درصد سال ۲۰۰۷ به ۲۶ درصد در بریتانیا کاهش یافته است. در نظرسنجی سال ۲۰۲۶ از ۳۶ کشور، ۳۲ درصد از پاسخدهندگان به طور میانگین گفتند، ایالات متحده تا حد زیادی یا به طور معقول منافع کشورهایی مشابه خود را در تصمیمات سیاست خارجی اش در نظر میگیرد.
اوباما از محبوبیت بینالمللی بیشتری نسبت به جورج دبلیو بوش برخوردار بود، با وجود این، حملات پهپادی اش در آفریقا و خاورمیانه با مخالفت گسترده بینالمللی روبرو شد. سال ۲۰۱۴، ۷۴ درصد پاسخدهندگان در ۴۴ کشور با حملات پهپادی آمریکا در مکانهایی مانند پاکستان، سومالی و یمن مخالف بودند. سیاستهای ترامپ در دوره دوم ریاست جمهوریاش با این مداخلات نامحبوب بینالمللی همسوست.